سیزده بدر سال 1391
دختر گلم میخوام ازاین روزهابرات بگم که توهنوز مریض بودی (یبوست شدید)حسابی اذیت میشدی ماهم هیچ کاری نمی تونستیم برات انجام بدیم فقط اینکه دکتر جدید میبردیم وداروی جدید می خریدیم تاشایدبهتر بشی ولی فایده نداشت ولی تو همچنان چند روزی باداروی جدید خوب میشدی باز دوباره همون اش وهمون کاسه بعضی هامیگفتن امکان داره مال شیرخودم باشه که میخوری باوجوداینکه هنوزدوساله هم نشده بودی تصمیم گرفتم ازشیر بگیرمت یازده روز شیر نخوردی ولی بیش ازاندازه اذیت کردی خوب هم نشدی که هیچ بدترهم شدی بازدوباره بعدازیازده روز بهت شیردادم تاببریمت مشهد یه دکتر دیگه درایام عید اینقدر اذیت میکردی که نتونستین ازت عکس بگیریم اینها عکسهای سیزده بدره که بااقاجون وخاله های مامانی ...
نویسنده :
مامان
19:41










