بیرجند
یکی از روزهایی که فردوس بودیم با ماشین اقاجون با بابایی ومادرجون و خاله صدیقه رفتیم بیرجند تادایی سجاد و ببریم چون میخواست باهواپیمابره تهران اینم عکسهای شما گل خانمی که تو راه گرفتیم
اینجاهم یکی از پارکهای بیرجند که بعداز اینکه دایی رفت ما رفتیم اونجاوناهار خوردیم شماهم حسابی بازی کردی



بیرجند 

