تولدعروسکت
عزیزم یک شب ساعت دوازده یادت افتاده که تولد عروسکمه
اون موقع شب برای خودتون مثلا فرش پهن کردین وگفتی اینجاخونه منه
کیک وشمع هم مثلا گذاشتین وبه من وخاله صدیقه میگی برای عروسکم شعر تولد بخونین وبراش کادو بیارین![]()




تولدعروسکت 
